دستمال های یک بار مصرف!!!

رضا فاطمی
با آغاز سال تحصیلی دانشگاه ها، دفتر تحکیم وحدت ( طیف علامه) با صدور بیانیه ای اعلام کرد: « با توجه به شکست دوره اصلاحات و در بن بست قرار گرفتن روشنفکران و منتقدان سیاسی، این تشکل دانشجویی تصمیم گرفته است راهبرد و تاکتیک فعالیت خود را از فاز سیاسی به فاز اجتماعی تغییر دهد.»
در این بیانیه همچنین روی چند محور ذیل تاکید شده است:
- ما شکست سیاست « اصلاحات انتخابات محور » را اعلام می کنیم.
- راه حل خروج از دوران انفعال کنونی، تقویت جامعه مدنی و ارتباط گیری با بخش های اجتماعی است. دفتر تحکیم باید پل دانشگاه با اجتماع باشد.
- دوران انسداد کنونی را باید تبدیل به دوره تجهیز و آمادگی نمائیم. از این روی، دفتر تحکیم از فعالیت سیاسی خارج و وارد عرصه های اجتماعی و فرهنگی خواهد شد. این دفتر طرح ارتباط گیری موثر با تشکل هایی چون جنبش زنان، کارگران ، معلمان ، مجامع علمی و اقوام و طوایف را در دستور کار خود قرار داده است.
- تجربه 10 ساله دفتر تحکیم تاکید دارد راه حل غلبه بر اقتدارگرایی ، دوری از قدرت، نقادی قدرت، دیده بانی جامعه مدنی و در نهایت ورود به جامعه مدنی و عرصه های عمومی است.
البته در اوایل شهریور ماه سال جاری نیز، یعنی زمانی که اعضای جدید شورای مرکزی دفتر تحکیم ( طیف مدرن) توانستند در انتخابات داخلی به پیروزی دست یابند ما شاهد اتخاذ چنین مواضع ساختارشکنانه ای از سوی آنان بودیم. این تشکل با شعار عبور از نظام اسلامی ، وعده زمستانی داغ را به مردم و مسئولان کشور داد و تاکید کرد از همه ظرفیت های اجتماعی برای رسیدن به اهداف خود سود خواهد برد.
طیف مدرن دفتر تحکیم وحدت که توانسته است بر طیف سنتی و دمکراسی خواه پیروز شود ارتباط بسیار نزدیکی با نیروهای ملی- مذهبی ، نهضت آزادی ، سلطنت طلبان، تشکل های پان ترکیسم، پان عربیسم و حتی جریان های چپ همچون حزب کمونیست کارگری، حکمتیست ها، پژاک و فدائیان خلق دارد. با توجه به سی امین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی و همچنین در پیش بودن انتخابات دهم ریاست جمهوری در خرداد 88 اتخاذ چنین مواضعی از سوی برخی تشکل های به اصطلاح دانشجویی انتظار می رود؛ تشکل هایی که راهبران اصلی آنان یعنی علی افشاری ها و اکبر عطری ها و احمد باطبی ها سال ها است که در دامان سردمداران کاخ سفید غنوده اند و تنها راه حل مشکلات مردم ایران را حمله آمریکا و سرنگونی نظام اسلامی عنوان می کنند.
پروژه نافرمانی مدنی، ایده ای است که از سال ها قبل، آرزوی آن بر دل و جان تجدیدنظرطلبان مانده است. زمانی که سعید حجاریان در سال 83 شعار «اصلاحات مرد و زنده باد اصلاحات» را سر داد و سپس تاکید کرد اگر پس از ترور من 100 نفر در مقابل بیمارستان سینا تجمع می کردند و اگر پس از تحصن نمایندگان مجلس یک میلیون نفر به خیابان ها می ریختند، ما دیگر امروز شاهد به بن بست رسیدن اصلاحات در کشور ، نبودیم ، نشان می داد که طیف تجدید نظرطلب، طرح های گسترده ای برای به خیابان کشانیدن اقشار اجتماعی و اجرای آشوب های اجتماعی و نافرمانی مدنی دارند. این آرزوی برباد رفته در مانفیست جمهوری خواهی اکبر گنجی، رفراندوم دیجیتالی محسن سازگارا، فشار از پایین و چانه زنی در بالای حجاریان و پروژه خندق علوی تبار به عیان مشاهده می شود.
شعار «زمستان داغ» دفتر تحکیم نشان می دهد که باز هم قرار است از دانشگاه و دانشجو به عنوان موتور محرکی برای خروج از بی حسی اجتماعی استفاده شود و قرار است از دانشجویان به عنوان مین روب و نردبان های رسیدن به قدرت و ثروت، سوءاستفاده های لازم انجام شود. جریان های خارج دانشگاه هنوز هم در سودای شبیه سازی 18 تیری دیگر هستند و جهت عملیاتی کردن پروژه خود، نه تنها هیچ ابایی از هزینه کردن اعتبار دانشجویان یک دانشکده یا دانشگاه ندارند، بلکه آن را امری بایسته و ضروری می دانند. دیدارهای اخیر طیف مدرن دفتر تحکیم و محتوای مذاکرات آنان با عناصر افراطی و تجدیدنظرطلبی چون احمد زید آبادی، هدی صابر ، تقی رحمانی، رضا علیجانی ، محمد توسلی، ابراهیم یزدی ، عبدالله نوری ، سعید حجاریان و تاج زاده نشان می دهد که ادعای تغییر فاز فعالیت های دفتر تحکیم از سیاسی به اجتماعی، یک ادعای سخیف و ابلهانه است. بیانیه دفتر تحکیم، دعوت به یک شورش و ساختار شکنی آشکار است که طومار مدعیان آن، سریع تر از آنچه که تصور می کنند در هم پیچیده خواهد شد.
به راستی چرا و تا کی باید برخی افراد و جریان های سیاسی فقط در نقش دستمال های یک بار مصرف ظاهر شوند و بازیگردانان پشت صحنه از مصونیت های غیرقابل توجیه برخوردار باشند؟!

/ 0 نظر / 7 بازدید