پیش شرطهایی برای نیامدن؟

سامان بهبودی

خودمشغولی و عوام زدگی گروه ها و احزاب سیاسی در ایران معاصر راه را بر هر گونه مشق سیاسی ثمربخش و منسجم بسته است. از پیامدهای این بیماری مسری تاکنون لاعلاج این است که در آستانه انتخابات ریاست جمهوری گروه ها و احزاب سیاسی مشق نکرده با به خود آمدن ناگهانی از معرفی نامزد مورد نظر خود از بیم اقدامات تخریبی رقبا خودداری می کنند و با این عمل زمینه شکل گیری ادبیات «می آیم، نمی آیم و شاید بیایم و اگر... می آیم» را فراهم می آورند. این رفتارها نه اینکه نشانه فراست و زیرکی سیاست وزرانه نیست بلکه برعکس ضعفی را فریاد می کند که برخاسته از درهم ریختگی و نابسامانی و پریشانی احزاب و گروه هاست. تا تکلیف احزاب و گروه ها با خودشان روشن نشود در آستانه هر انتخابات ریاست جمهوری باید منتظر به نمایش درآمدن این منظر کریه به عنوان پیش درآمد انتخابات بود.
این روزها یکی از افرادی که در کمان گمانه های انتخاباتی قرار دارد و «آمدن و نیامدنش» بسیار کش پیدا کرده سیدمحمد خاتمی رئیس جمهور سابق است که به زعم طرفداران دوم خردادی وی، با این شیوه می توان بار دوم خردادیها را به منزل رساند. خاتمی نیز با رفتار خویش نشان داده که این مشی را پذیرفته زیرا در تبعیت از آن گام بر می دارد تاجایی که در آخرین مطلبی که در این باره اظهار داشته با ورود به مرحله ای جدید از این حرکت برای حضور خود در انتخابات دو پیش شرط تعیین کرده است: «پیش شرط اول این که بتوانم با ملت بر سر خواسته های شان تفاهم کنم. به اعتقاد من خواست قلبی و تاریخی مردم ایران آزادی، پیشرفت و عدالت است در عین سازگاری این امور با دین و ارزشهای معنوی و این همان گفتمان اصیل اصلاح طلبی است... اگر بر سر این موضوع بتوانم با جامعه به تفاهمی روشن دست یابم و این خواسته ها در میان اقشار مختلف جامعه جنبه خودآگاهی یابد به پیش شرط نخست دست یافته ام.» وی در خصوص پیش شرط دوم نیز گفت: «با سازوکارهای موجود تا چه حد امکان عملی کردن برنامه ها برای رئیس جمهور فراهم است؟ اگر واقعا امکان اجرای برنامه ها وجود نداشته باشد و موانعی بر سر راه قرار گیرند، ارائه بهترین و کامل ترین برنامه به مردم نیز به منزله اغوا و فریب مردم است.»
با مروری دوباره بر پیش شرطهای اعلام شده این نظر تقویت می شود که این دو، پیش شرطهایی هستند برای نیامدن. آقای خاتمی در پیش شرط اول با ذکر خواسته قلبی و تاریخی مردم که عبارت از آزادی، پیشرفت و عدالت است خواهان دست یابی به تفاهم روشن است. بر مبنای بیان خود وی خواسته مردم که یک طرف تفاهم هستند، مشخص است، آیا شخص آقای خاتمی در این مورد حرف و نظر دیگری دارد چون در این باره سکوت کرده می توان به عملکرد گذشته ایشان استناد کرد یعنی زمانی که طرح بحث آزادی از ناحیه وی پرده دریهایی را به دنبال داشت تا جایی که علاقه ایشان و دوم خردادیها به این یگانه از سه گانه ای که مطرح نموده اجازه نداد و یا نخواستند هزینه و انرژی را صرف دوگانه دیگر کنند. درباره پیش شرط دوم نیز دیروز و امروز دو شاهد صادقند. برای تحقق سه گانه آقای خاتمی اختیارات فعلی رئیس جمهور ظرفیتی بیش از آنچه که مدنظر وی است دارد. اگر به دیروز نگاه شود می توان درک کرد با این اختیارات چه بر سر این سه گانه ها آمد و با همان اختیارات امروز این سه گانه ها در چه موقعیت و وضعیتی قرار دارند. خوانش امروز مردم در خصوص سه گانه های آقای خاتمی با خوانش دوم خردادی ها بسیار متفاوت است و چون شخص آقای خاتمی بر این واقعیت واقف است و هر گونه امکانی را برای جان گرفتن مجدد خوانش دوم خرداد منتفی می داند پیش شرطهای نیامدن را در لوای پیش شرط های آمدن عرضه می کند.

 

/ 0 نظر / 10 بازدید