خاتمی و دموکراسی واقعی

در حالی که حدود نه ماه تا انتخابات دهم ریاست جمهوری باقی است، آمدن و نیامدن خاتمی به عنوان نامزد انتخابات دهم، به بحث اصلی و روز دوم خردادی ها تبدیل شده است. عده ای به عنوان موافق، گروهی به عنوان مخالف و مجموعه هایی هم به عنوان موافق مشروط ، هر روز با طرح مسایل موردنظر خود، به دنبال تاثیرگذاری برجامعه هدف می باشند. گروه سوم کسانی هستند که می گویند خاتمی تنها کسی است که در میان دوم خردادی ها و اصلاح طلبان دارای رای می باشد، لکن اگر خاتمی بخواهد، همان خاتمی سابق باشد، چه بهتر که نیاید! عناصری از سازمان مجاهدین انقلاب به ویژه افرادی چون بهزاد نبوی چنین اعتقادی دارند که تنها کسی که از اصلاح طلبان می تواند رای بیاورد خاتمی است و اگر او نتواند رای بیاورد، به طریق اولی هیچ کس دیگری نمی تواند رای بیاورد. اما این افراد و مجموعه ها با چنین تحلیلی نسبت به انتخابات دهم، بر این باورند که آمدن خاتمی با همان ویژگی ها، روحیات و محافظه کاری های گذشته، نمی تواند اصلاح طلبان را به آمال و آرزوهایشان برساند. خاتمی باید رادیکال و ساختارشکن گردد تا بتواند مسیر اصلاحات موردنظر را هموار ساخته و اهداف را تحقق بخشد.

البته این نوع رویکرد از سوی برخی از گروه های سیاسی دوم خردادی و طرح خواسته هایی صریح از خاتمی مبنی بر ضرورت رایکال شدن ایشان، واکنش های مثبت خاتمی را نیز به دنبال داشته است. خاتمی چندی قبل از ضرورت تهاجمی شدن جبهه اصلاحات سخن به میان آورد و اخیرا برای به صحنه آمدن و حضور در رقابت های انتخاباتی ریاست جمهوری ، با طرح پیش شرط هایی، این پیام را برای افراطیون و تمامی جریان های سیاسی مخالف و ناراضی با هر گرایش و مسلکی از قبیل ملی گراها ، لیبرال ها، دگراندیشان و ... صادر کرد که قصد ندارد خاتمی گذشته باشد! البته اینکه خاتمی می تواند رای بیاورد یا نه ، بحث دیگری است و جای تامل فراوان دارد. عبدالله نوری از چهره های افراطی دوم خردادی ، ازجمله کسانی است که این روزها در حالی که خود از سوی برخی دیگر از افراطیون به عنوان کاندیداهای انتخابات دهم مطرح بود، موافقت مشروط خود با آمدن خاتمی به صحنه انتخابات را اعلام کرده است. عبدالله نوری مانند برخی دیگر از دوم خردادی ها براین باور است که خاتمی برای ریاست جمهوری رای لازم را دارد و در همین راستا در جمع اعضای هسته مرکزی «پویش دعوت از خاتمی» می گوید:« من هم مثل بسیاری دیگر فکر می کنم آقای خاتمی رای لازم را دارد.» عبدالله نوری در این دیدار توقع خود و یا در واقع شرط خود برای موافقت و همراهی با خاتمی را اینگونه بیان می کند:« به نظرم آقای خاتمی تنها در شرایطی مناسب است بیاید که قاطعانه تر اقدام کند و از پیش اعلام کند که به فلان تعداد اهداف ولو حداقلی می خواهد دست بیابد و بر سر آن اهداف ایستادگی و پایداری خواهد کرد. از آن ها عقب نخواهد نشست و طبق وعده عمل خواهد کرد. به عنوان مثال حرکت در جهت نیل به دموکراسی واقعی و اجتناب از پذیرش یک شبه دموکراسی تحمیلی از جمله این اهداف می تواند باشد... به باور من آقای خاتمی اگر بخواهد می تواند اینگونه باشد و با ایستادگی و قاطعیت بیشتر می تواند به اهداف تعیین شده برسد.» در واقع رادیکال شدن خاتمی شرطی است که عبدالله نوری برای آمدن وی و موفق شدنش مطرح می کند. جبهه مشارکت، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، افراطیون دفتر تحکیم وحدت، ملی : مذهبی ها ، نهضت آزادی ها و تمامی کسانیکه در گذشته با مشی افراطی و تشکیل جبهه دمکراسی خواهی به دنبال ساختارشکنی بودند و حتی در گذشته پروژه عبور از خاتمی را مطرح ساختند، اکنون به این جمع بندی رسیده اند که خاتمی ، تنها شانس آنان برای بازگشت به قدرت است. اما این بازگشت به قدرت، موقعی می تواند مفید باشد که خاتمی محافظه کار در دوره هشت ساله اصلاحات، به یک خاتمی رادیکال و ساختارشکن برای دوره جدید تبدیل شود. عبدالله نوری مثال خوبی را زده و می گوید خاتمی وعده تحقق دموکراسی واقعی را بدهد و بگوید زیر بار شبه دموکراسی نمی رود.

این موضع عبدالله نوری به این معنی است که اکنون در ایران یک شبه دموکراسی داریم و آقای خاتمی باید وعده تحقق دموکراسی واقعی را بدهد و قاطعانه بایستد و عمل بکند و این وعده و هدف را نیز تحقق بخشد. نوری بر این باور است که اگر خاتمی این وعده ها و شعارها را بدهد، می تواند رای بیاورد و بعد هم با ایستادگی می تواند آنها را تحقق بخشد. سوال این است که دموکراسی واقعی موردنظر عبدالله نوری به عنوان یک روحانی با سابقه انقلابی و سابقه وزارت و صدارت در دوران بعد از انقلاب اسلامی دارای چه ویژگی هایی است؟ این دموکراسی با آن دمکراسی که آمریکایی ها در خاورمیانه و دیگر کشورهای اسلامی به دنبال استقرار آن هستند، چه نسبتی دارد؟ اگر هیچ نسبتی دموکراسی موردنظر عبدالله نوری و دمکراسی خواهان ایرانی با دموکراسی موردنظر آمریکایی ها ندارد، پس به چه دلیل بوش رئیس جمهور آمریکا با صراحت و آن هم در چندین نوبت از جمله در یک پیام هفتگی رادیویی از دمکراتها و اصلاح طلبان ایرانی حمایت به عمل آورد؟ این دموکراسی واقعی که خاتمی باید وعده تحقق آن را بدهد با قانون اساسی و نظریه ولایت فقیه چه نسبتی دارد؟ رابطه این دموکراسی با خط امام و اندیشه های رهبرکبیر انقلاب اسلامی چگونه است؟ بنابراین خوب است اگر آقای خاتمی قرار است برای تحقق اهدافی اینگونه به صحنه آید، این اهداف را به خوبی تشریح کند تا برای مردم انقلابی و مسلمان ایران قابل فهم باشد که این مسایل با اعتقادات، باورها و نیازهایشان چه نسبتی دارد و بر فرض تحقق چه مشکلی را از آنان و کشورشان حل می کند. در پایان به این سوال هم خوب است افرادی مثل عبدالله نوری و همفکران او پاسخ دهند که اگر در ایران دمکراسی واقعی وجود ندارد، پس چگونه است که نسبت به رای آوردن خاتمی تردید ندارند و تنها مشکل آنان این است که آقای خاتمی بیاید ولی باز محافظه کاری کند و قاطع نباشد؟ اگر در این کشور دموکراسی واقعی نبود آیا باز امکان بازگشت جریانها و گروه هایی مثل دوم خردادی ها با آن سوابق، مواضع و عملکردها در گذشته وجود می داشت؟

/ 1 نظر / 6 بازدید
حسین

سلام دوست خوبم وب خوبی داری برات ارزو میکنم موفق بشی و میدونم که موفق میشی از راه دور میبوسمت راستی اگه دوست داشتی به ما هم سر بزن واگر از وب ما هم خوشت اومد رو تبلیغات ما کلیک کن