نقل و شنیدن حدیث خستگی را از روح دور می کند

حدیث داریم همان طوری که بدن خسته می شود روح هم خسته می شود و با شنیدن حدیث خستگی را از روح خود دور کنید. بعضی ها که خسته هستند متوجه نیستند که این خستگی بخاطر عدم شنیدن حدیث است. فکر می کند که بدن آنها خسته است ولی نه، روح است که خسته شده و احتیاج به تازه شدن دارد.
نکته اول: در روایت آمده است که چند گناه است که از همه گناهان بالاتر است که برای تذکر دو مورد از آنها را بیان می کنم . اول شرک به خدا : در مورد شرک باید عرض شود که شرک بر دو نوع است. شرک جلی مثل بت پرستان ، گاوپرستان و ... و دوم شرک خفی مثل کسی که ریا می کند، قدری از عمل خود را برای خدا انجام می دهد، قدری دیگر را برای مردم، این هم جزء شرک محسوب می شود. لذا در حدیثی آمده است که خداوند متعال به ریاکار می فرماید: من بهترین شرکا هستم. کسی که عمل را برای من و کسی دیگر انجام بدهد، من به عنوان شریک از سهم خود گذشت می کنم. خداوند می فرماید:« برو همه مزد خود را از شریک دوم بگیر. خدا در ابتدا چند ناسزا به ریا کار می گوید . همان هنگام که ریاکاران وارد صحرای محشر می شوند خطاب می رسد: یا کافر، یا خاسر ، یا غادر (حیله کار) من بهترین شریک هستم از سهم خود گذشت می کنم. هیچ شریکی حاضر به گذشت سهم خود نیست ولی خدا می گذرد. خیلی باید مراقبت کرد که اعمال ما فقط برای خدا باشد و خلوص در اعمال ملاک قبولی است . در روایت دیگری داریم ، شرک در عمل (ریا) از جای پای مورچه که در شب تاریک روی سنگ صاف سیاه حرکت می کند، مخفی تر است. دومین گناه ، عاق والدین است. اگر خدای ناکرده پدر و مادر از حقوق خود گذشت نکنند و فرزندان خود را نفرین کنند، این گونه فرزندان مرتکب بزرگ ترین گناه شده اند و در روز قیامت از رحمت خداوند به دور هستند. هیچ وقت به پدر و مادر خود خیره خیره نگاه نکنید و ...
یک زمانی پدر شیخ عباس قمی (ره) ، صاحب کتاب مفاتیح الجنان پای یک منبر نشسته بود و از موعظه های یک استاد اخلاق استفاده می کرد. شیخ عباس آمد و در اثنای گوش کردن پدر به موعظه های اخلاقی، مطلبی را به پدر خود گفت. پدر شیخ عصبانی شد و گفت: بیا بنشین و از موعظه هایی که این استاد می گوید استفاده کن. اما فارغ از اینکه این استاد اخلاق داشت روی منبر از روی کتاب خود شیخ عباس قمی صحبت می کرد و پدر شیخ عباس نمی دانست که این کتاب را پسرش نوشته است. شیخ عباس از حرف پدر ناراحت نشد، نگفت که این کتاب را خودم نوشتم، خیره خیره به پدر خود نگاه نکرد، نرفت خانه به مادرش بگوید که پدرم آبروی مان را در پیش مردم برد او به پدرش گفت: شما دعا کنید تا من مطالب این کتاب را بفهمم حتی تا آخر عمر هم به پدر خود نگفت که این کتاب را نوشته است. تمامی مقاماتی که شیخ عباس قمی دارد همه را مدیون آن احترامی است که به پدر خود داشت.
نکته دوم: حضرت امیرالمومنین (ع) می فرماید: خداوند چهار چیز را در چهار چیز دیگر مخفی کرده است؛ اول، رضا و خشنودی خویش را در طاعت خودش قرار داده است از این رو طاعت خدا را کوچک نشمارید. هیچ عمل خیری را کوچک نشمارید، شاید رضای خداوند در همین عمل خیری باشد که شما آن را کوچک می شمارید ، کمک به دیگران، برداشتن یک زباله از روی زمین ، کنار زدن سنگ از وسط خیابان و ... اینها شاید از جمله کارهای کوچکی باشد که شما آن را به حساب نمی آورید، ولی انجام هر کدام از آنها شاید موجب خشنودی و رضای خداوند باشد و همان عمل موجب سعادت شما در دنیا و آخرت شود. دوم، خداوند غضبش را در گناه مخفی کرده است، لذا هیچ گناهی را کوچک نشمارید، چرا که ممکن است همین گناه کوچک موجب خشم خدا شود و موجب خسران خود در قیامت شوید. یک نیم نگاه به ناموس مردم، کوچک شمردن نماز و ... و بعد به خودتان هم بگویید که اینها چیزی نیست، مردم بدتر از اینها را انجام می دهند ... که همین اعمال و کوچک شمردن گناه باعث نزول بلایا می شود. سوم، اجابت دعا را در دعا کردن مخفی کرده است. هیچ دعایی را فراموش نکنید. نگویید این همه دعا کردیم نشد، پس دیگر از دعا کردن دست بکشید. شاید خداوند همین دعا را مستجاب کند. چهارم، اولیا خود را میان بندگانش مخفی کرده است. شاید همان کسی را که شما قبولش ندارید. همان کسی را کوچک می شماریدش، به او اهانت می کنید؛ همان شخص یکی از اولیای خداوند باشد.
نکته سوم: همان طور که می دانید مراقبت و جهاد با نفس از بزرگ ترین جهادها است که همین مطلب را پیامبر اسلام فرمودند که جهاد اکبر ، جهاد با نفس است . یک اسب سوار همان طور که لجام اسب در دستش است و نمی گذارد اسبش سرکشی کند و هر جایی برود، انسان با نفس خود باید این گونه برخورد کند و باید از او مراقبت داشته باشد. لذا قدیمی ها برای مبارزه با نفس خود ریاضت می کشیدند ، البته ریاضت شرعی. میرزا جواد آقا ملکی تبریزی استاد اخلاق حضرت امام خمینی (ره) داشتند برای ایراد یک سخنرانی به مجلسی تشریف می بردند ، بعد از چند قدم حرکت کردن با خود گفتند که من در همین زمان به یک جای دیگری هم دعوت شدم چرا به آن مجلس نمی روم و دوست دارم به این مجلس بروم. در معنویات خود دقت کردند و دیدند به قول امروزی ها این مجلس از مجلس دیگر چرب تر است. سریع مسیر خود را عوض کرده و به آن مجلس دوم رفتند. این را مراقبت می گویند، هر کجا که نفس گفت برو ، آنجا باید توقف کرد.

 

/ 1 نظر / 7 بازدید
ضد اسلام حقیقی‌

اهانت به امام خمینی اهانت به اسلام است اما برای اولین بار دشمن اسلام کفار و کمونیستها و صهیونیست‌ها و غیره نیستند. الحمد لله دشمنان اسلام همین ایرانیان مسلمان خودمان هستند. مرحبا به امام خامنه‌ای و جناب احمدی‌نژاد دیگر احتیاج به ضد اسلامی خارجی‌ نداریم و مثل خودرو در همین کشور عزیزمان ضد اسلامی تولید می‌کنیم. هرچقدر احمدی‌نژاد و خامنه‌ای بگن باز هم خودشان دو تا مخترع و تولید کننده ضد اسلامند.مرحبا مرحبا . خامنه‌ای و احمدی‌نژاد نباید به هیچ وجه اسم آیت‌الله عزیز امام خمینی را به زبان ببرند و اسم این روح خدا را نجس نمایند.