روحانیت و کمپین های انتخاباتی خاتمی

 
 صالح اسکندری
 برخی خبرها حاکی از آن است که طراحان اصلی کمپین های انتخاباتی خاتمی در جلب حمایت برخی ازعلما و روحانیون قم ناکام مانده اند و با سبدهای خالی از قم بازگشته اند. تعدادی از اعضای سازمان مجاهدین در دیدارهای جداگانه ای با تنی چند از علما و روحانیون- که قبلا از حامیان خاتمی بوده اند- نتوانستند آنها را برای پشتیبانی و حمایت مجدد از خاتمی در انتخابات آینده ریاست جمهوری متقاعد کنند.
رئیس جمهور سابق کشورمان اگر چه یک روحانی بود اما هیچ گاه نتوانست پایگاه مطلوبی را در راس و بدنه نهاد روحانیت برای خود دست و پا کند.اساسا به اذعان اغلب تحلیلگران، دولت اصلاحات در نحوه ارتباط گیری با روحانیت دچار آسیبهای ساختاری و کارکردی بود.در دوره حضور خاتمی در راس قوه اجرایی همسو با اهداف سوء دین زدایی از ایران توسط برخی افراطیون دوم خردادی،  روحانیت و حوزه علمیه یکی از سیبلهای هدف  افراطیون دوم خردادی و روزنامه های وابسته به آنها بود تا جایی که کاریکاتور بعضی از علما و مدرسین بزرگ حوزه در برخی از این نشریات زنجیره ای درج شد که در واکنش به آن چند روز حوزه های علمیه تعطیل شد و طلاب و روحانیون به خیابانها ریختند.در همین اثنا بود که از منجنیق روزنامه های زنجیره ای  یکی پس از دیگری سنگهای آتشین به سوی نهاد اصیل روحانیت پرتاب می شد و مدعیان پر هیاهوی امروز هر یک به گوشه ای خزیده بودند و اگر نبود بنیان مرصوص نهاد حوزه و روحانیت در روح و جان ملت دین دار ایران، شاید امروز فرصتی برای بازسازی آن لطمات باقی نمی ماند.به عنوان نمونه “صبح امروز” روزنامه زنجیره ای توقیف شده مدعی شد:” پس از انقلاب به جای ارتباط دین و سیاست، نهاد دین و قدرت یکی شد و دین به خدمت قدرت درآمد.”( 78/9/14، ص1) همچنین روزنامه دوم خردادی “خرداد” نوشت: “کار دادگاه ویژه‌ روحانیت زندانی کردن روحانیون آزاداندیش و مستقل است.” (1378/7/4، ص 6) سروش در ماهنامه زنان در دی ماه 1378مدعی شد: “ارزش‌های دینی دائما در تغییراند، اگر روزی فاطمه (س) می‌گفت بهترین زنان کسی است که نامحرم او را نبیند، امروز کسی نمی‌تواند این را بپذیرد.” اکبر گنجی نویسنده سابق روزنامه های زنجیره ای که اخیرا از همجنس بازی نیز دفاع کرده است در 24 فروردین 1378 در روزنامه صبح امروز با بی شرمی نوشت:” سر حسین بن علی را نزد عبیدالله و سر عبیدالله را نزد مختار و سر مختار را نزد مصعب و سر مصعب به پیش عبدالملک نهاده شد... خشونت فرزند خشونت است و درخت خشونت، میوه‌ای جز خشونت به بار نمی‌آورد. هیچ‌کس حق ندارد، به صرف اینکه خود را حق و دیگران را باطل بداند، دست به خشونت بزند.”
هنجارشکنی ، وهن مقدسات و ارزشهای دینی ، توهین به مرجعیت و زیر سوال بردن پیروی مقلدان از مراجع معظم، تفرقه افکنی بین برخی از روحانیون انقلابی و مبارز مثل هاشمی و مصباح و... مشتی نمونه از خروارها جفا و رفتارهای تخریبی است که در دوره 8 ساله حضور دوم خردادی ها در قدرت در حق نهاد اصیل روحانیت روا شد. به تعبیر سخنگوی سابق جامعه روحانیت مبارز تهران:” اصلاح‌طلبان جایگاه روحانیت را تضعیف کردند و جایگاه روحانیت در دولت اصلاحات به صورت حساب شده تخریب گشت.”
با این تفاسیر به نظر نمی رسد در طراحی کمپین های انتخاباتی خاتمی، نهاد روحانیت جایگاه پررنگی را داشته باشد.
بازسازی روابط خاتمی و نهاد حوزه مستلزم تغییرات بنیادین در فهم روحانیت از رویکردها و عملکرد اصلاح طلبان در عرصه کشورداری و میزان پایبندی آنها به مقدسات و ارزشهای دینی است. نهاد روحانیت به عنوان اصلی ترین متولی دین حق دارد که چک سفید امضا از دولتها برای پاسبانی از کیان دین و ایمان مردم بگیرد که البته در مورد دولت اصلاحات یک بار این چک برگشت خورده و افراطیون دوم خردادی در این مورد بی اعتبار و غیر قابل اطمینان هستند. اساسا در این زمینه اقدامات ایجابی و اثباتی مفید فایده است و الا با فرا فکنی و یا با متهم کردن دیگران به بی توجهی به  حوزه های علمیه نمی توان اعتماد این نهاد تاثیرگذار را جلب کرد.

 

/ 0 نظر / 6 بازدید