در مسیر اسلام زدایی...

تا دیروز وقتی رئیس جمهور با صراحت از مبانی غنی مهدویت سخن می گفت، برخی او را به باد تمسخر می گرفتند. آن تمسخر و این تصریح به نفی موعود آیا دو جلوه یک پروژه نیست؟
گو آنکه چاپ کاریکاتورهای اهانت آمیز، جسارت به ساحت پیامبر اعظم(ص)، چاپ نشریات موهن در دانشگاه پلی تکنیک، نفی عصمت اهل بیت(ع)، نفی وحی الهی، تحریف و تفسیر به رای قرآن کریم و... برای به سرانجام رساندن روند اسلام زدایی کافی نبود؛ و از همین رو بود که اکبر گنجی سرمقاله نویس جنجالی روزنامه های زنجیره ای دست به کار شد تا برگی بر این دفتر سیاه بیفزاید و این بار نه تنها وجود منجی که حتی امامت امام یازدهم را زیر سوال ببرد و از جعفر کذاب برای اثبات کلامش دلیل بتراشد!
گنجی که با پایان عمر دولت اصلاحات ناچار مواضع خویش را از طریق رسانه های برون مرزی منعکس می کند، در تازه ترین مقاله خود در سایت آمریکایی رادیو زمانه مطالبی را بیان کرد که دل هر انسان آزاده و معتقدی را به درد می آورد. او ضمن طرح این سوال که:"دلیل وجود امام دوازدهمِ شیعیان چیست؟" می نویسد:«چگونه می‌توان حیات فردی به طول چند قرن را موجه نمود در حالی که مطابق مستندات تاریخی... این باور برخاسته از نزاع‌های خانوادگی بر سر ارث و میراث و جانشینی است.»
این نویسنده اصلاح طلب در حالی موعودگرایی را برخواسته از یک نزاع خانوادگی در منزل امام حسن عسگری(ع) قلمداد می کند که علاوه بر شیعیان، سایر مذاهب و ادیان الهی نیز به نوعی از موعود سخن گفته اند و احادیث مختلفی از رسول اکرم و سایر ائمه دال بر ظهور حضرت مهدی(عج) از نسل امام عسگری وجود دارد.
او در ادامه به نقل از یک کتاب می نویسد:«از نظر شیعیان، امام، حتماً باید دارای فرزند باشد، از این‌رو، برخی از شیعیان حضرت عسکری(ع)، به دلیل آنکه ‌ایشان بدون فرزند درگذشته است، اصل امامت ایشان را انکار کردند... گروه دیگری از شیعیان هم به وجود امام دوازدهم(عج) اعتقاد یافتند و نزاع ‌شان بر سر مدت غیبت امام دوازدهم(عج) آغاز شد. آنها، طول مدت غیبت را شش روز، یا شش ماه یا حداکثر شش سال تلقی می‌کردند.»
این در حالی است که پیش از این نویسنده کتاب تاریخی مورد استناد گنجی برخی برداشت ها از کتاب خود را نادرست ارزیابی کرده بود و در خصوص اتهام نفی عصمت اهل بیت گفته بود:«بنده در باب عصمت ائمه (ع) چیزی بالاتر از محصول بحث‌های کلامی متأخر را قائلم و آن اعتقاد به‌ آیه تطهیر و نزول آن در حق اهل بیت است که بالاترین نوع پاکی و طهارت آن بزرگواران است.» با این حال معلوم نیست برداشت یک جانبه از نقل اندیشه های مختلفی که در طول تاریخ رواج یافته اند، با چه هدفی انجام می شود.
گنجی پیش از این صریحا از همجنس گرایی دفاع کرده بود و نوشته بود:«همجنس‌گرایی همان قدر انسانی است که ناهم‌جنس‌گرایی! عدالت‌ورزی همان قدر انسانی است که ظلم و بیداد!» مقاله گنجی در حالی منتشر می شود که پیش از این مواضع سروش در خصوص تجربه نبوی بحث برانگیز شده بود.
اما آنچه در این میان تامل برانگیز است، سکوت اصحاب جبهه اصلاحات است؛ کسانی که تا کنون همراه و همگام امثال گنجی بوده اند و مقالات او را به چاپ می رساندند. آیا این سکوت به معنای حمایت اصلاحاتیان از این دست مواضع تأسف برانگیز است؟
در دوره حاکمیت اصلاحات در روزنامه های منتسب به این جریان مطالبی منتشر شد که می توان از آنها لااقل عدم اعتقاد بخشی از این جریان را به باورهای اصیل دینی دریافت. روزنامه صبح امروز با اشاره به فرهنگ شهادت نوشته بود:«تأسی به امام حسین(ع) در شهادت طلبی، نوعی نگرش خشونت گرایانه است.» روزنامه نشاط تصریح کرده بود:«زیارتنامه های امام حسین(ع) عامیانه و شامل انتقام گیری و اختلاف انگیز است.» همشهری ضمن نوعی تطبیق بین سیره اهل بیت و خشونت طلبی ادامه داده بود:«سپاه امام حسین(ع) نیز اهل خشونت بود.» ماهنامه زن در تشریح جایگاه زن امروزی نوشته بود:« گفتار فاطمه(س) نمی تواند الگوی زنان امروز ما باشد.» روزنامه نشاط هم آورده بود:«زیارتنامه های امام حسین(ع) وسیله انتقال کینه توزی شیعیان است.» و فراتر از آن صبح امروز تصریح کرده بود:«علت اصلی قیام امام حسین(ع) احیای سیره ابوبکر و عمر بود!!!»و...
آیا با این همه می توان به پایبندی اصلاح طلبان نسبت به مبانی دینی اطمینان داشت؟ آیا این همه بخشی از پروژه اسلام زدایی و تقدس زدایی از اصول برای نیل به حکومتی سکولار نیست؟ آیا در صورت بازگشت این جریان به قدرت همین اندیشه ها تریبون های رسمی در داخل کشور نخواهد یافت؟ اینها سوالاتی است که سکوت کنونی اصلاح طلبان و نیز پیشینه مواضع آنها مورد توجه قرار می دهد.
تا دیروز وقتی رئیس جمهور با صراحت از مبانی غنی مهدویت سخن می گفت و حتی در سازمان ملل همه را به پیروی از دعوت انبیاء فرامی خواند و از ظهور منجی سخن سخن به میان می آورد، برخی او را به باد تمسخر می گرفتند. آن تمسخر و این تصریح به نفی موعود آیا دو جلوه یک پروژه نیست؟
برای گذار از مذهب به سمت اندیشه های سکولار، نخست شکستن تقدس هاست که موضوعیت می یابد؛ و شاید از همین روست که غلامحسین کرباسچی با فاصله چند روز در روزنامه کارگزاران در باب خرافات مقاله می نویسد و از بدعت و سیاست سخن به میان می آورد تا شاید در پس مقاله ای حق به جانب، جهت گیری دینی و ارزشی دولتمردان را به حساب سیاست ورزی ماکیاولی هم کیشان خویش بگذارد. و از این گذر راه را بر سخنان امثال گنجی هموار کند.

/ 0 نظر / 4 بازدید