روایت خواندنی 5 روزنامه نگار دوم خردادی از نحوه عملکرد مدیران روزنامه های اصلاح

بهمن احمدی امویی ، روزنامه نگار روزنامه های دوم خردادی در وبلاگ خود در مطلبی با تاکید بر رفتارهای غیر اخلاقی و غیر حرفه ای ناشران روزنامه های دوم خردادی نوشت: دست کم چهار نفر از اعضای هیات مدیره انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران برای روزنامه هایی کار می کنند که بیشترین مشکلات رفتاری و حقوقی با روزنامه نگاران فعال در این نشریات شده است.

وی در ادامه این مطلب نوشت:  از آنجائی که تمام این افراد شاهد مشکلات روزنامه نگاران و اعضای تحریریه در این روزنامه ها هستند و کوچکترین عکس العملی نشان نداده اند ، این شائبه وجود دارد که بخش مهمی از هیات مدیره انجمن صنفی روزنامه نگاران نسبت به سرنوشت روزنامه نگاران بی تفاوت هستند  .

احمدی امویی افزود:اعضای هیات مدیره انجمن صنفی روزنامه نگاران در مقابل اعتراض روزنامه نگاران به نحوه برخورد مدیران این روزنامه ها و سرمایه گذاران آنها ، می گویند:" چون کسی به ما شکایت کتبی نکرده ما نمی توانیم پیگیری کنیم ." این در حالی است که انتظار می رود مدیران انجمن ، خود به عنوان دیده بان عمل کنند ،اعضای هیئت مدیره انجمن صنفی کمتر به این موضوع توجه کرده اند که شاید برخی از روزنامه نگارانی که از شرایط کاری خود ناراضی هستند ،به دلایل مختلف از طرح مستقیم شکایت خودداری می کنند ،از جمله به خاطر افزایش فشار از سوی کارفرماها و مدیران شان و احتمال از دست دادن کار خود.

وی بی تفاوتی اعضای هیات مدیره انجمن صنفی نسبت به رفتارهای غیر مدنی برخی از مدیران دوم خردادی را ،ناشی از همراهی اعضای انجمن صنفی با آن مدیران تعبیر کرد و نوشت:  در غیر این صورت شاید سریع تر در مقابل این رفتارها عکس العمل نشان می دادند.

بهمن امویی در ادامه افزود:  در حالی که سرمایه گذاران  روزنامه های دوم خردادی با استفاده از رانت روزنامه و نشریات و ارتباطاتی که برقرار کرده اند ، هر روز به دارایی های خود اضافه می کنند ، در حوزه ساخت و ساز فعالند و برای پیشبرد کار خود خبرنگاران را وادار به کار غیر حرفه ای و انتشار آگهی به جای خبر ، می کنند . آقایان کارفرماهای روزنامه های اصلاح طلب ، مطالبات بچه‏ها را به شکل قانونی رعایت نمی‏کنند و جالب این که تمام این حوادث در مقابل چشم برخی از اعضای هیات مدیره انجمن صنفی انجام می شود .

این روزنامه نگار اصلاح طلب نوشت: وابستگی خاص سیاسی برخی از اعضای هیات مدیره و همسویی آنها با سرمایه گذاران این روزنامه ها و نشریات که " گرایش اصلاح طلبی " را با خود یدک می کشند ، موجب شده که هیات مدیره انجمن ، تمایل و گرایش بیشتری به سرمایه گذاران و مدیران مسئول داشته باشد تا روزنامه نگاران .

بهمنی امویی نوشت: ناتوانی انجمن صنفی در ارائه یک تعریف مشخص و قابل قبول از روزنامه نگار، موجب سیاست زدگی و عضویت اعضای گروه های خاص سیاسی در انجمن صنفی روزنامه نگاران شده  است و گاه برخی از اعضای هیات مدیره انجمن ارتباط با سیاسیون و نشست وبرخاست با آنها را مایه افتخار خود و ارجح تر بر روزنامه نگاران می دانند .

وی در باره سفرهای پر خرج اعضای انجمن صنفی با بودجه انجمن ، تصریح کرد: در چند سال گذشته اعضای هیات مدیره انجمن صنفی برای شرکت در سمینارها و جلسات مختلف به کشورهای گوناگون جهان مسافرت کردند ، اما از این رهگذر کمترین انتقا ل تجربه ای به جامعه روزنامه نگاری ایران صورت نگرفته است . در حالیکه همگی آنها در روزنامه های مختلف کار می کنند، هرگز گزارش سفری از آنچه دیده اند و شنیده اند به جامعه ایران و روزنامه نگاران ارائه نداده اند،حتی وقتی از اعضای هیات مدیره خواسته می شود که  دست کم نتایج جلسات هفتگی و آنچه را در دستور کار دارند به اعضا ارائه دهند ، با این پاسخ مواجه می شویم " هر کس می خواهد در جریان باشد بیاید و در محل برگزاری جلسه حضور داشته باشد ." آیا یک روزنامه نگار شهرستانی باید هر هفته برای آگاهی از دستورات جلسه هیات مدیره و آنچه در آنجا می گذرد به تهران بیاید ؟

همچنین ژیلا بنی یعقوب روزنامه نگار روزنامه های دوم خردادی درباره دلیل استعفایش از یک روزنامه اصلاح طلب  در وبلاگ خود نوشت:مثل همیشه من و دوستانم مقصریم و نه مدیران و کارفرماهای اصلاح طلب روزنامه های اصلاح طلب!راستش این داستان خیلی قدیمی شده است  عاقبت آنها مارا متهم می کنند و حتی مجرم می خوانند که نتوانستیم با آنها کار کنیم.

آیدین فرنگی ،روزنامه نگار روزنامه های دوم خردادی نیز در اعتراض به عملکرد انجمن صنفی روزنامه نگاران،ضمن سیاسی خواندن عملکرد هیات مدیره انجمن و برخورد دوگانه آن با روزنامه های دوم خردادی در نامه ای خطاب به علی مزروعی ، رییس این انجمن نوشت:  ناشر روزنامه شرق که [ به بهانه نبود منابع مالی] از پرداخت حق‌التحریر نویسندگان امتناع کرده، روزنامه‌های دیگری را نشر داده است. درحالیکه به نظر می‌رسد انتشار روزنامه‌های بعدی نیازمند منابع مالی‌ای است که ناشر با ادعای نداشتن آن منابع از پرداخت حق‌التحریرهای شرق سرباززده است،بدیهی است با توجه به اینکه انجمن صنفی کاملا در جریان مشکلات موجود می باشد،  حوادثی از این دست می‌تواند آزمون مهمی باشد درخصوص رفتار سیاسی یا غیرسیاسی انجمن صنفی روزنامه‌نگاران ایران.  

وی درباره عملکرد یکی دیگر از روزنامه های دوم خردادی نوشت:  در آخرین ماه سال 1386 من سه مطلب به روزنامه اعتماد دادم . اکنون که پس از چند ماه به دفتر آن روزنامه مراجعه کرده‌ام، می‌شنوم ناشر روزنامه گفته‌اند از این به بعد به کسی حق‌التحریر داده نخواهد شد و روزنامه در قبال چاپ مطلب متعهد به هیچ پرداختی نیست.

فرنگی روزنامه سرمایه را نیز از این تضییع حقوق مبری ندانست و افزود: من چند سال است جزو نویسندگان حق‌التحریر روزنامه سرمایه محسوب می‌شوم، اکنون موقع مراجعه به دفتر این نشریه متوجه شده‌ام ناشر روزنامه  خود را ملزم به هیچ پرداختی نمی‌داند. از انجمن می‌خواهم با بررسی کامل این مساله نسبت به احقاق کامل حقوق اینجانب در مساله روزنامه سرمایه نیز اقدام کند.

این روزنامه نگار درباره برخورد دوگانه انجمن نوشت: در نهایت تاسف و شگفتی باید متذکر شوم وب‌سایت انجمن در تمام این مدت رفتاری دوگانه در عرصه اطلاع‌رسانی از خود بروز داده است. مثلا تاخیر در پرداخت حقوق نویسندگان روزنامه سیاست روز یا تعدیل نیرو در ایرنا و سایر روزنامه ها و خبرگزاری های اصولگرا  روی وب سایت انجمن به عنوان خبر بازتاب داشته، اما تضییع مطلق حقوق روزنامه‌نگاران طیف اصلاح‌طلب هیچ بازتابی روی این وب سایت نیافته است. به راستی چرا پرداخت نشدن حق‌الزحمه‌های روزنامه شرق برای آن انجمن واجد ارزش خبری نیست؟

وی در همین زمینه افزود: بی‌اطلاعی از تضییع حقوق نیروهای حق‌التحریر در روزنامه‌های اصلاح‌طلب به نظر من توجیه مناسبی نخواهد بود، چرا که برخی مدیران انجمن از نزدیک با ساختار روزنامه‌های مذکور آشنا هستند. آیا یک انجمن صنفی نباید از برخوردهای سیاسی به دور باشد و فقط به حقوق اعضای خود اندیشه کند؟ رفتار دوگانه وب‌سایت انجمن در زمینه اطلاع‌رسانی پیرامون تضییع حقوق نویسندگان اصلاح‌طلب مرا به وادی این تردید و نگرانی می‌کشاند که آیا رفتار انجمن با ناشران روزنامه‌ها نیز رفتاری سیاسی است؟
وی افزود:این مطالب را نوشتم تا گفته باشم دبیر انجمن صنفی در جریان ریز مسائل روزنامه های اصلاح طلب بوده‌اند ولی به عنوان یک نهاد دیده‌بان، به‌رغم نتیجه‌بخش نبودن مذاکرات‌شان با ناشر درخصوص پرداخت حق‌الزحمه‌های آن روزنامه، هیچ خبررسانی‌ای در این مورد روی سایت انجمن انجام نداده‌اند.
فرنگی با اشاره به واکنشهای تبلیغاتی انجمن صنفی در خصوص توقیف نشریات نوشت: آیا  وقتی در مورد توقیف مطبوعات، انجمن  صنفی واکنش اعتراضی نشان می‌دهد، منتظر درخواست صاحب‌امتیاز نشریه توقیف‌شده می ماند که در برابر پرداخت نشدن حق‌الزحمه روزنامه‌نگاران، نبود  شکایت شخصی را بهانه  پیگیری نکردن و سکوت خود اعلام کرده است؟ 

همزمان ترانه بنی یعقوب هم در جلسه انجمن صنفی روزنامه نگاران گفت: حدود دو هفته ای هست که از روزنامه ای اصلاح طلب  استعفا داده ام . اینجا هم نیامده ام تا گلایه هایم را بگویم و امیدوار باشم که حق و حقوقم گرفته می شود چون مدتهاست که از انجمن صنفی روزنامه نگاران هم نا امید شده ام و فقط این حرفها را می گویم تا در جائی ثبت شود .

وی در ادامه گفت: ناگفته نماند ،من به هیچ عنوان از کارفرمای روزنامه  گلایه ای ندارم .چون وی  یک سرمایه دارست  و مناسبات دنیای سرمایه داری اقتضا می کند که وی  به نفع خودش و افزایش سرمایه اش فکر کند و به هر راهی هم برای  رسیدن به این خواسته تلاش کنند !اما من گلایه ام از آقای سر دبیر و شورای سردبیری این روزنامه است که هر کدام ادعای فرهنگ و درک آن را دارند اما هر گز به وضعیت غیر انسانی که در این روزنامه می گذشت اعتراض نکرده و حتی  همراهی اش کردند .

ترانه بنی یعقوب در ادامه با بیان اینکه در این روزنامه ما از اولین امکانات رفاهی برای کار محروم بودیم  ، گفت:بارها به ما انتقاد شد که چرا از مشکلاتتان به انجمن صنفی شکایت نیاوردید . آیا دوستان عزیز در انجمن صنفی روزنامه نگاران در فضائی خارج از این روزنامه ها نفس می کشند و زندگی می کنند حداقل من چند نفرشان را هر روز در روزنامه خودمان می دیدم .

وی در ادامه افزود: به هر حال من استعفا دادم اما نه فقط برای اینکه حقوقم هر ۲ یا ۳ ماه یک بار به شیوه ای کاملا غیر انسانی پرداخت می شد و نه حتی برای اینکه از صندلی و خط تلفن مستقیم و دستگاه فاکس که از ملزومات کارمان بود بی بهره بودیم .بلکه هر روز احساس می کردم که با تایید و نگاه های  بی تفاوت روزنامه نگاران اصلاح طلب با تجربه ای که در این روزنامه بودند و  این همه بی عدالتی را می دیدند و اعتراضی نمی کردند به شان انسانی ام توهین می شود .

 وی همچنین نوشت: من بارها و بارها اعتراض ام  را به گوش سردبیر و شورای سردبیری رساندم اما نتیجه ای نگرفتم و تنها راه فرار از این همه توهین را استعفا از آن روزنامه دانستم .

ترانه بنی یعقوب در پایان گفت: الان هم با گذشت  بیش  از دو هفته از استعفا هیچ تماسی با ما گرفته نشده تا درباره دو ماه حقوق باقیمانده مان با ما تسویه حساب شود ،در پایان هم می گویم چون دوست دشمن است شکایت کجا برم .

وی  در پی نوشت وبلاگش نیز در همین باره تصریح کرده است:  این ها تنها برخی از دلایل صنفی استعفایم از روزنامه  بود و گفتن دلایل دیگر به ویژه مشکلاتی را  که در حوزه زنان و حقوق بشر [ در روزنامه مدعی این شعارها] از سر گذراندم به زمان دیگری موکول می کنم .

 اما فریده غائبی روزنامه نگار زن به طور صریح تر به بیان مشکلان زنان روزنامه نگار در روزنامه های دوم خردادی پرداخت و در جمع اعضای انجمن صنفی گفت:  آیا منزلت روزنامه نگاری این است که حقوقت را به موقع پرداخت کنند و یا تلفن و صندلی و ابزار روزنامه نگاری را در اختیارت بگذارند؟ بی شک اینهایی که نام بردم مهم و ضروری است اما چیزی که می خواهم بگویم ،تجربه ای است که در روزنامه ای اصلاح طلب  آن را لمس کردم. یعنی خشونت کلامی.

وی در این باره  توضیح داد: مدت هاست گوش های زنانی که در محیط این روزنامه اصلاح طلب فعالیت می کنند، از الفاظ رکیک برخی از مدیران روزنامه  در امان نمانده است،از یکی از سردبیران سخن می گویم که بارها تحریریه را مورد خشونت کلامی قرار داده است.اشتباه نکنید ،منظورمن اصلا دشنام های عادی نیست بلکه بکار بردن الفاظ رکیک جنسی است، الفاظی که من آن را مصداق خشونت روانی بر می شمارم همان گونه  که فعالین حقوق زنان  همین دوم خرداد بارها گفته اند،بددهانی- تمسخر- و توهین در محل کار را حتی اگر خطاب به شخص دیگری باشد و شما شنونده آن  باشید ،جزو انواع خشونت های روانی بر می شمارند.

غائبی افزود: به ما می گویند شما  روزنامه نگار منتقد هستید ، اما می گویم نمی شود که فقط به سیاست های دولت نهم اعتراض کنیم و نه به آنچه که در محیط کارمان اتفاق می افتد.

همکاران عزیز روزنامه اصلاح طلب که خود از همجنسان مدیران روزنامه بودند،درک نمی کردند که گفتن جمله ای بسیار رکیک و یا اصلا فحشی معمولی  به دور از شان محیط به اصطلاح فرهنگی است.

وی در مصداق گفته هایش شورای تیتر روزنامه را مثال زد و گفت:شورای تیتری را در نظر بگیرید که آدم های به اصطلاح مهم دور یک میز جمع شده اند. تیترها خوانده می شود و مدیر اصلاح طلب برای هر موضوعی خواه اقتصادی ،اجتماعی و یا فرهنگی، معادلی ناموسی پیدا می کند . او اشاره می کند و دیگران هم می خندند. من نام این عمل آقایان را خشونت کلامی جنسی علیه خودم می گذارم. [ولی دوم خردادی ها که ادعای دفاع از حقوق زن آنها گوش فلک را کر کرده است]به خود اجازه می دهد در رسمی ترین جلسه روزنامه نگاران یعنی شورای تیتر ناسزای های بسیار رکیک  بگویند . باقی آقایان هم که اتفاقا برخی هاشان جزوهیئت مدیره انجمن صنفی روزنامه نگاران هستند فقط می خندند.

غائبی تاکید کرد: فحش های جنسی را چطور باید توجیه و تحمل کرد؟چطور باید بپذیرم سردبیرم به خاطر خنداندن دیگران و یا انبساط خاطر خودش فحش های بسیار رکیک  از دهانش خارج می شود.فحش هایی که حتی به خاطر مسائل کاری هم رد و بدل نمی شود و اغلب راهی است برای تفریح کردن آنان!

وی با یادآوری روزی  که در شورای تیتر،سرمایه گذار روزنامه مستقیما به روزنامه نگاران حاضر در جلسه توهین شده است و همه سکوت تحویلش سرمایه گذار، دادند ،گفت: وقتی  من اعتراض کردم ،مدیر محترم در حضور اعضای شورای سردبیری مرا از اتاق بیرون کرد و دیگران هیچ نگفتند. معنای سکوت در برابر خشونت های کلامی کاملا آشکار است  آنها[ مدیران روزنامه های دوم خردادی] روزنامه نگاران مستقل را بر نمی تابد.

 

/ 0 نظر / 6 بازدید